تبلیغات
تریبون آزاد پانزدهمین جشنواره ی فیلم فجر مشهد - جناب سرابی به کل حرفای بنده و دوستان هیچ پاسخی نه در کامنت و نه دایرکت ندادن!

جناب سرابی به کل حرفای بنده و دوستان هیچ پاسخی نه در کامنت و نه دایرکت ندادن!

  نظرات |  شنبه 7 بهمن 1396
جناب سرابی به جای جواب دادن به پرسش بنده بهم فرند رکوئست فرستادن. جالبش این هست به کل حرفای بنده و دوستان هیچ پاسخی نه در کامنت و نه دایرکت ندادن ولی رکوئست دادن واقعا اینا مسئول فرهنگی این خطه درخشان از نظر فرهنگی هستن! واقعا نمیدونم سرمو بکوبم به دیوار به نظر شما؟ / صبور باش رفیق .... مسئولین در ایران اگر پاسخگو بودن یعنی یه جای کار‌مشکل داره میلنگه! هر جا دیدی مسئولی پاسخگو هست سریعا محل را ترک کرده (پاسح مدیر سایت: سر رو کسی میکوبه به دیفال آقا مسعود که قلم نداشته باشه... همون چیزی که خدا بهش قسم خورده! تازه.. شما که هم قلم داری و هم مرکب و هم بستر انتشارش... بسم الله... بنویس و دلت رو خالی کن... حتی شده داد بزن... و اگه کسی رو نیافتی که سرش داد بزنی ، سر من داد بزن... جدی میگم ... اگه امثال من تو مشهد می موندند و ترک دیار نمی کردند، شاید وضعیت فرهنگی این شهر بهتر از اینی میشد که الان هست! ...  البته هر کسی هم یه دلیلی برای خودش میاره.. یکی میگه ... دیگه چاره ای نبود، باید میرفتم... یکی میگه در خارج از مشهد به وجود من نیاز بود و... و موارد دیگر... مثالش هم مثل خود من... ده سال از بهترین دوران عمرم صرف کمک به تأسیس دو تا رایزنی فرهنگی سفارت در دو پایتخت  آلماتی و مسکو گذشت، بهانه ام این بود که حیفه.. مگه میشه تو بزرگترین جمهوری شوروی سابق (قزاقستان) ما  رایزنی فرهنگی نداشته باشیم؟ بعد که تموم شد، گفتیم که اه... مگه میشه ما تو روسیه ابرقدرت شرق رایزنی فرهنگی نداشته باشیم؟.. بنابراین... همه جا برامون مهم بود غیر از شهر خودمون! ... پس میتونی سر من  هم داد بزنی که چرا شهرت رو ترک کردی و برای آباد کردن شهر دیگه ، ترک دیار کردی... آره عزیز.. از ماست که برماست.. وقتی من و شما و اون و دیگری همه میزاریم میریم تهران و میگیم ... چرا ما؟ همین میشه دیگه.. اشتباه میگم بگو...کمتر مانند آقای فیاضی دیده میشن که وقتی تا حد عالی مانند رییس خبرگزاری ملی کشور «ایرنا» هم پیش میرند، خودشون رو نمی بازند و نمی گن دیگه ما نبایدبرگردیم مشهد...! نه.. برمیگردند و به فرهنگ شهرشون خدمت میکنند... و الا اخوی بزرگ آقا سید سعید سرابی دوست خودمون، یعنی علی آقا، الان قائم مقام شورای عالی قرآن کشور هستند ... آقای دکتر داوود آبادی الان معاون وزیر بهداشت است، این دو بزرگوار به اتفاق برادران سادات فاطمی و این حقیر و چند تن دیگه، دهه شصت، نخستین تشکل قرآنی کشور یعنی جامعه ی قاریان قرآن رو موفق شدیم به فضل الهی سنگ و بناشو بذاریم.. ولی الان به وجود این بزرگواران آیا در مشهد بیشتر نیاز هست که پایتخت مذهبی جهان اسلامه یا در تهران؟ مثال دیگه: دوست خوبم آقای هادی مظفری وکیل پایه ی یک و مجرب و هنرمند باسابقه که یک دوره هم رئیس خانه ی هنرمندان خراسان بودند و یه مدت هم مدیر هنری شهرداری مشهد و اصلاً تمام آثار حجمی نوروز همه از ابتکارات ایشون هست و رفتند تهران و همین ایده رو برپا کردند! ایشون هم الان در تهرانند درچند جا مشغولند از جمله در مجموعه ی بزرگ باغ کتاب تهران... راه دور نریم.. اگه همین آقایان مظفری ها یا محمد خزایی ها یا سیاوش حقیقی ها و سعید سهیلی ها مشهد می موندند، قطعاً یکی از ارکان هنری این شهر به حساب می اومدند، یا مدیر کل بودنذ یا دست کم معاون هنری... و قس علی هذا... علت سرخوردگی  شما و جوانان امثال شما اینه که خیلی از بزرگانی که به برکت این خاک و به مهر همجواری حضرت رضا علیه السلام، بزرگ وبزرگ شدند تا در کل کشور دیده شدند، یادشون رفت که از کجا به این فضا رسیدند؟ یادشون رفت شهر آبا و اجدادی شون رو... یادشون رفت که یه دینی هم به مشهد شهر امام مهربانی ها دارند! خیلی چیزها یادشون رفت.. حتی لهجه شون رو سعی کردند عوض کنند! تو صنف کارگردانان، سعید آقای سهیلی خودمون که شما یادتون نمیاد.. اوایل انقلاب در مسجدی در خیابان جمهوری اسلامی حد فاصل میدان 15 خرداد و عدل خمینی، مسئول فرهنگی و هنری بودند و تئاتر های خوبی رو اونجا سازماندهی کردند و اجرا.. از هنرپیشه ها که الی ماشاءآلله و علی برکت الله... چقدر زیادند ولی چقدر کم مهر و چقدر کم اند مانند علی مشهدی که همچنان به یاد مشهد هست... از بین صنف موسیقی، حالا نمیگم استاد شجریان چون ایشون واقعاً متعلق به کل دنیاست و نه فقط ایران و بلکه مشهد، ولی آقای کیوان ساکت مشهدی اند! وقتی نفر اول تار و سه تار کشور مشهدی است، چرا باید وضعیت موسیقی این شهر اینطور باشه..؟ بازم بگم؟ و خلاصه این که بازم به غیرت فوتبالیست های مشهدی... باز این قدر معرفت دارند که وقتی به باشگاه های بزرگتر و معروفتر میرن، باز هر چند از مدت یادی از باشگاه و مربی اول شون می کنند... خلاصه این که ... از ماست که برماست.... هرچه بکاریم، همون رو درو می کنیم... والسلام)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
هدایت به سایت اصلی جشنواره فیلم فجر تهران در مشهد

COPY TO CLIPBOARD